تبليغاتX
ام اس و یه دنیا حرف....
.
ام اس و یه دنیا حرف....
تقریباً تمام مناطق کره زمین مورچه دارد.فقط مناطقی مانند جزایردور افتاده و غیرقابل دسترسی استثنا هستند.مورچه به بیشتر محیط زیست‏های زمین چیره گشته است و در بیشتر محیط زیست‏ها توانایی زندگی دارد.این موجود ۱۵-۲۰٪ موجودات زنده خشکی زی زمین را تشکیل می‏دهد.علت موفقیت آنها به زندگی اجتماعی ٬ توانای بالای انطباق پذیری و توانایی تغییر دادن محیط زیستشان و بهره برداری از منابع و دفاع از یکدیگر برمی‏گردد.انواع مورچه‏ها به صورت‏های مختلفی مانند زندگی انگلی و برده‏داری ٬ همزیستی مصالمت آمیز و ... تکامل یافته‏اند.

جامعه مورچه‏ها دارای سیستم تقسیم کار ٬ارتباط بین اشخاص و توانایی حل مشکلات پیچیده است.این ارتباطات در جوامع انسانی با مطالعه و مذهب و در طول زمان بوجود آمده است.خیلی از تمدن‏های انسانی از مورچه‏ها در مراسم مذهبی در تغذیه و موارد پزشکی سود می‏جویند.توانایی آنها برای استفاده از منابع باعث تعارض آنها با انسانها شده است.آنها می‏توانند به محصولات کشاورزی صدمه زده و وارد خانه‏ها شوند.بعضی از انواع مورچه‏ها مثل مورچه قرمز آتشین خودشان را از وقتی که به موضوعات جدید رساندند(مثل کابلهای برق) ٬ مطرح کردند.

مور یا مورچه حشره ای است اجتماعی همانند زنبور عسل از راسته نازکبالان که در میانه‏های دوره کرتاسه یعنی حدود ۱۱۰ تا ۱۳۰ میلیون سال پیشت کامل یافته ‌است. امروزه بیش از ۱۲۰۰۰ گونه مورچه طبقه بندی شده‏اند و تخمین زده می‏شود این تعداد تا ۱۴۰۰۰ گونه نیز برسد. مورچه‏ها به راحتی از شاخک های آرنج دارشان و ساختار گره مانندشان و کمر باریکشان قابل شناسایی هستند.

اندازه اجتماع مورچه‏ها می‏تواند از چند ده مورچه شکارچی در یک حفره تا چند میلیون مورچه ساده و مورچه نازای ماده و طبقه‏ای از کارگرها و سربازها و سایر گروه‏ها را در یک محدوده جغرافیایی وسیع شامل شود.همچنین اجتماع مورچه‏ها شامل تعدادی نر دارای نطفه و همچنین یک یا چند ماده که توانایی بارور شدن دارند و ملکه نامیده می‏شوند٬ می‏شود.همچنین گاهی اجتماع مورچه‏ها یک ابرجامعه توصیف شده است ٬زیرا مورچه‏ها در آن با یکدیگر کار می‏کنند و از اجتماع خود دفاع می‏کنند...

  • مورچه خرمن چین
  • مورچه شیردوش یا گله‌دار
  • مورچه‌های باغبان
  • مورچه‌های آسیابان
  • مورچه فرعونیکی از انواع مورچه‌ها که تقریبا در تمام جهان زندگی می‌کند و به رنگ زرد یا قرمز است و در خانه‌ها زندگی می‌کند مورچهٔ فرعون است.این مورچه‌ها اولین بار در مصر دیده شد و برای همین به مورچهٔ فرعون معروف است.این مورچه در دیوار‌ها زندگی می‌کنند و از غذاهای چرب بیشتر ای غذاهای گیاهی استفاده می‌کند.از بین بردن آنها نیز بسیار سخت است زیرا در دیوارها نیز لانه دارند .
  • امیدوارم که از خوندن این مطالب استفاده برده باشید چون قول داده بودم در مورد مورچه ها بنویسم وپست قبل هم در مورد دنیای شگفت انگیز مورچه ها بود امیدوارم که اگه شما هم  مثل من از این مورچه های کوجولو چیزی نمیدونستید با خوندن این مطالب تا حدودی متوجه شده باشید.

  • نوشته شده توسط .::: ندا :::. در |ساعت 9:33

    + |

    ميگويند اينها بعضي از مهارت هاي يك معلم خوب هستند: " برقراري ارتباط چشمي، براي دانستن اينكه فرد موضوع را فهميده؛ باز خورد گرفتن با سوال كردن تا معلم متوجه شود آيا ميتواند درس را ادامه بدهد يا نه و درنهايت درك اين نكته كه معلم و شاگرد بايد با هم گام بردارند و ... حالا ميخواهيم ببينيم در دنياي حيوانات رابطه معلم و شاگردي چگونه است."

    مورچه ها تكنيك هايي در آموزش دارند كه باعث شرمندگي محققان شده است. مورچه ها هم مثل آدم ها، معلم دارند؛ معلم هاي ريزه ميزه اي كه به شاگردان نشان ميدهند براي اينكه عضو مفيدي در اجتماع باشند بايد بدانند و ياد بگيرند.
    جالبترين كشف دانشمندان اين است كه مورچه هاي معلم، خود را باسرعت نو آموزان تنظيم ميكنند و قبل از شروع درس بعدي ، به اين اطمينان ميرسند كه بچه مورچه ، درس قبلي را خوب ياد گرفته باشد.
    در دنياي حيوانات معلم تعريف معيني دارد؛ كسي كه در حضور مشاهده گر بي تجربه و تازه كار، رفتارش را طوري تغيير ميدهد كه شاگردش سريع تر ياد بگيرد. دردنياي آدم ها، شاگرد براي يادگيري هزينه ميكند اما بين مورچه ها اين معلم است كه بايد بهاي تعليم را بپردازد و آن كند شدن سرعت خودش است.
    در ضمن اعتقاد بر اين است كه در آموزش، باز خورد دو طرفه بين شاگرد و معلم وجود دارد. به عبارتي، معلم اطلاعات و راهنمايي هاي لازم را در حد توانايي شاگرد به او ميدهد و شاگرد هروقت كه درس را ياد گرفت ، به معلم علامت ميدهد.

    پايت را بگذار جاي پاي من!
    مورچه ها با كمك مولكول هايي شيميايي به نام فرمون، موقع راه رفتن برروي زمين ردي از خود به جاي ميگذارند و به اين وسيله مورچه هاي ديگر را به سمت غذا راهنمايي ميكنند اما فقط خودشان از كار خود سر در مي آورند. به همين خاطر يك مورچه معلم (كه ماده است) كار هدايت نفر به نفر را به عهده ميگيرد. او يك مورچه تازه كار كه مايل است به خاطر غذا دنبال او بيايد را پيدا ميكند و به او آموزش ميدهد. اين نو آموز موقع راه رفتن، پي در پي مي ايستد و با پاهايش به شكم و پاهاي مورچه معلم ميزند تا به او بفهماند اين روند را ادامه بدهد. اگر اينكار را انجام ندهد مورچه معلم مي ايستد.


    وقتي فاصله بين اين دو خيلي زياد ميشود، معلم سرعتش را كم و مورچه نوآموز سرعتش را زياد ميكند. معلم در واقع با اين كار از خود گذشتگي ميكند چون در حالت عادي سرعتش 4 برابر اين مقدار است.
    اين مورچه جديد آن قدر درسش را خوب ياد ميگيرد كه تواند خودش معلم شود و جريان اطلاعات در كلني مورچه ها را برقرار نگه دارد.
    ميبينيد كه شگفتي هاي دنياي آفرينش خداوند در كوچكترين موجودات هم جلوه گري ميكند. پس لطفا اين دفعه كه خواستيد سهوا يا خداي نكرده عمدا مورچه اي را زير پاي مباركتان له كنيد به اين فكر بيفتيد كه چه دنياي در همين مخلوق كوچك به چشم نيامدني نهفته است. آن وقت حتما دورش خواهيد زد.

    نوشته شده توسط .::: ندا :::. در |ساعت 10:14

    + |

    ترس را به خاک بپسپاریم تولد آزادی را جشن بگیریم در ۱۳ آبان

    برای ندا که مظلومانه رفت حظور سبز خود را در ۱۳ آبان

    شاید این ۲ جمله خیلی ساده بود و کلیشه ایی ولی بدونید  پشت این ۲ جمله یه دنیا حرف نگفته بود

    نوشته شده توسط .::: ندا :::. در |ساعت 11:17

    + |

    هر شب بعد از مسواک زبونش رو هم تمیز میکرد یه اعتقادعجیبی پیدا کرده بود که در طول روز تمام سمهایی که بر اثر استرس و ناراحتی و نگرانی در بدنش درست شده بود تمام این سمها جمع میشن روی زبان و آخر شب با شستن زبونش تمام اون میکروبها و سمهارو خارج میکرد این کار به او آرامش عجیبی میداد و براش شده بود یه عادت خوب که این عادت رو دوست داشت.

    ذهن نیمه هوشیار شما، هر اعتقادی را که انتخاب کنید می پذیرد. آنچه درباره خود و درباره زندگی می اندیشید. برایتان به واقعیت در می آید. مواظب صحبتها و افکارتان باشید، امروزه روان شناسان بر روی نظریه ای به نام «برنامه ریزی عصبی کلامی» تاکید دارند طبق این نظریه آنچه را که ما به زبان می آوریم همان را به عصب خود القاء کرده و فرمان می دهیم یعنی وقتی شما به خودتان بگویید «حافظه ام ضعیف شده» به عصب خود فرمان داده اید که همه چیز را فراموش کند [در زندگی ما همان می شویم که بیشتر اوقات به آن فکر می کنیم (توماس ماکولی)]. با صحبت های دلچسب و تقویت کننده روحیه به خود بگویید: «من از سلامت کامل برخوردارم حس می کنم جوان و قوی هستم، شکست نمی تواند در من نفوذ کند، پیروزی و موفقیت از آن من است» افکار و اندیشه های منفی را از خود دور کنید. از امروز به جای کلمه «نمی توانم» از کلمه «می توانم» استفاده کنید، به جای کلمه «سعی می کنم» کلمه «می خواهم» را بکار ببرید. ذهن شما مانند ابزار و وسیله ای است که می توانید به هر طریق که دوست دارید، آن را به کار گیرید.اندیشه هاییی که انتخاب می کنید تجربه های شما را می آفریند. نکته بسیار مهم این است که همیشه جمله های خود را به زمان حال بگویید مانند «من هستم» یا «من دارم». ذهن نیمه هوشیار شما خادمی چنان مطیع است که اگر بگویید «من می خواهم» همیشه خواسته تان در آینده- دور از دسترس شما- خواهد ماند.

    نوشته شده توسط .::: ندا :::. در |ساعت 15:25

    + |

    امروز سر کلاس یوگا بحث سر گیاه خواری بود اینکه چقدر گوشت قرمز مضر هست و سعی کنیم از این به بعد مصرف گوشت قرمز رو کم کنیم ولی خودمونیم واقعا حذف کردنش خیلی سخته.خوشبحال استادمون الان چندین ساله که گیاه خواری میکنه و طبق گفته های خودشون این روش عالیه.یه چیز جالب هم گفتند که دوست دارم امتحانش کنم حتما .اینکه صبحها قبل از اینکه صبحانه بخورید چند حبه سیر رو قورت بدید یکی از بچه ها بلند شد و گفت خانم دهنمون که بوی سیر میگیره که استاد این اطمینان رو داد که که اونو قورت بدید هیچ اتفاقی پیش نمییاد سیر خواص زیادی داره امتحان کنید تا اثرش رو متوجه بشید

          

                          

    مورچه ها وقتی به هم میرسند همدیگرو بوس میکنن با هم صحبت میکنند بعد خداحافظی میکنند و از هم جدا میشند چه دنیایی دارند این مورچه ها به خودم فکر میکنم که خدا این مورچه هارو برای چی آفریده؟؟ با وجودی که خیلی ریز هستند چه حکمتی دارند؟؟ تو این کره زمین این مورچه ها چقدر تلاش میکنند برای زندگی چقدر زرنگ هستند چقدر مهربون هستند به همدیگه در صورتیکه بعضی از ما آدما هیچ تلاشی برای زندگی نمیکنیم !!!بعضی از ما آدما مهربونی رو از یاد بردیم .میرم سراغ کتابهایی که در مورد اسرار مورچه ها نوشته با یه دنیا ذوق و شوق که بفهمم دنیای مورچه ها چه جوریه به نتیجه که رسیدم براتون در مورد مورچه ها مینویسم به زودی قول میدم

     

    نوشته شده توسط .::: ندا :::. در |ساعت 14:43

    + |

    واکسن آنفولانزا رو زدم خدارو شکر هیچ اتفاقی برام پیش نیومد آخه خیلیها قبلش منو ترسونده بودند ولی چون قبلش با دکترم مشورت کرده بودم خیالم راحت بود.واکسن آنفولانزا آلمانی هلندی ایتالیایی داشت که من ایتالیایی زدم طبق تحقیقاتی که کردم گفتن از همش بهتره!

    دکتر برام آزمایش داده تا متوجه حال و احوال کبدم بشه امروز رفتم آزمایشگاه آقاهه بهم میگه بجز ام اس که دیگه بیماری دیگه ایی ندارید بهش میگم خدا نکنه همینم زیادی هست که میخنده و بهم میگه خدارو شکر کنید خانم اینا همش برکته!

    بهترین دوستم برای ادامه تحصیل داره از ایران میره و فکر نکنم دیگه دوست داشته باشه برگرده یه دنیا غم و غصه و بغض دارم اما همشو نگه داشتم بعد از رفتنش دلم نمیخواد الان ناراحتش کنم!!دوست خوب نعمت بزرگی هست و از دست دادنش ووووووووووااااااااای خدا کمک کنه بتونم نبودنش رو تحمل کنم بهر حال میدونم زندگی ادامه داره چه میشه کرد!

    این روزا هر وقت انار میخورم یاد پست قبل خودم مییوفتم انار رو با لذت بیشتری لمسش میکنم و ممنونم از توجه بعضی از دوستان (بابت نوشتنم از ویتامین سی)باور کنید من یتامین C " رو با آگاهی سی" نوشتم

    این روزا خیلی گرفتارم کمتر وقت میکنم بیام آپ کنم ولی در اولین فرصت جبران میکنم

     

     

     

    نوشته شده توسط .::: ندا :::. در |ساعت 12:32

    + |

    فصل پاییز و ماه مهر و انار .آخ یادش بخیر اونموقعها مدرسه که میرفتم مامان برام انار دون میکرد زنگ تفریح با دوستام قسمت میکردم و همیشه لذت میبردیم از خوردنش .یا اون شعر که تا ابد تو ذهنم چرخ میخوره با دیدن انار. صد دانه یاقوت دسته به دسته با نظم و ترتیب یکجا نشسته

     جالبه بدونیم که یک عدد انار ۴۰ درصد نیاز روزانه شخص به ویتامین سی را تامین می‌کند. همچنین، انار منبعی غنی از اسید فولیک و آنتی آکسیدان است

    هر وقت میرم آب انار بخورم آقایه فروشنده برگه ایی بهم میده که یه عالمه از خواص انار نوشته

    از جمله خواص آن مي توان به موارد زير اشاره نمود :

    1- انار خون را تصفيه كرده و تقويت كننده قلب و كليه است.
    2- انار اشتها آور است وبهتر است قبل از غذا مصرف شود.
    3- انار در رفع اوره و كلسترول ، دفع سموم و تعادل مايعات بدن به خصوص خون نقش مهمي را ايفا مي كند.
    4- مصرف انار شيرين، ايجاد شادي نموده و رنگ رخسار را باز مي كند.
    5- مصرف انار شيرين تقويت كننده كبد مي باشد و در معالجه يرقان( زردي) مفيد است.
    6- انار ترش و شيرين( ملس) باعث كاهش فشار خون مي شود.
    7- مصرف انار در معالجه راشي تيسم، كم خوني و ضعف اعصاب مؤثر است و به بدن نيرو مي بخشد.

     انار مقوي قلب ، مفرح ، دفع كننده چربي ، رفع كننده سموم اغلب عفونتهاي داخلي ، دافع حرارت مي باشد و خوردن انار با پرده هاي سفيد آن شكم را دباغي ميكند ، رب انار ، برگ انار در ضعف معده ، كمي اشتها ، تهوع ، ضعف عمومي ، تصفيه خون ، خاصه در دختران جوان و دررفع ميگرن بسيار مفيد است.نحوه استفاده : خوردن انار هم صبح مفید است هم شام

     چه بهتر که وقتی از این میوه استفاده میکنیم با داشتن این اطلاعات خوردنش برامون لذت بیشتری داشته باشه

                                                    

    نوشته شده توسط .::: ندا :::. در |ساعت 19:33

    + |

    دیروز برای مشورت برای زدن واکسن آنفولانزا پیش دکترم رفتم دکترم گفتند این واکسن رو میتونی استفاده کنی اما دقت کن که اون زمان هیچ حمله ایی نداشته باشی به دکتر میگم منظورتون چیه حمله ایی نداشته باشم من که حالم خوبه برام توضیح میدند که حمله هایی که حتی گذری  هم باشند مثلا شاید یه فرد بر اثر پیاده روی طولانی یه حمله بهش وارد بشه حالا این حمله ممکن کم باشه و بعد از ۷۲ ساعت از بین بره پس باید اجازه بده تا به حالت عادی برگرده نه اینکه تو همون روزای حمله بره واکسن آنقولانزا بزنه این اشتباه هست!!

    پس دقت کنید که زمانی که حمله ایی نداشتید این واکسن را استفاده کنید این فقط یه مثال بود که دکترم برای من زد هر فرد خودش بهتر میدونه چه موقعهایی حمله دارد!

    به دليل اينكه فصل آنفولانزا از ابتداي مهر ماه شروع مي شود و تا پايان ارديبهشت ماه ادامه مي يابد ، بهترين زمان براي دريافت واكسن ماه مهر و آبان مي باشد. با اين حال مي توان در ماه آذر و حتي ديرتر هم اقدام كرد ، اگر چه اقدام سريعتر مي تواند براي پيشگيري موثرتر باشد.

    واكسن آنفولانزا سالانه براي هر فردي كه مي خواهد احتمال ابتلا به بيماري را در خود كاهش دهد پيشنهاد مي شود. با اين حال اين واكسن به خصوص براي افراد مستعد ابتلا به انفولانزا توصيه میشود.

                                                               

    دیروز تو مطب با دختر خانمی آشنا شدم که تازه به این بیماری مبتلا شده بود و اطلاعات زیادی نداشت چهره دوست داشتنی داشت  هیچ وقت از یادم نمیره شمارمو ازم گرفت تا بیشتر باهم آشنا بشیم براش بهترینهارو آرزو میکنم و امیدوارم خیلی زود با این بیماری کنار بیاد و همیشه خنده رو لباش باشه اسمش لیلا بود هم رشته خودم بود معماری میخوند اما نگران بود که آینده چی میشه!!؟؟یه عالمه سوال بی جواب داشت. لیلا  دست و پای راستشو درگیر کرده بود و از شل شدن ماهیچه ها در بعضی از مواقع شکایت داشت امیدوارم با روحیه خوب بتونه این بیماری رو از بین ببره.کاش به آینده کمتر فکر میکرد و بیشتر تو زمان حال بود.لیلا عزیزم بهترینهارو برات آرزو میکنم من هم اوایل که فهمیدم کلی با خودم کلنجار رفتم تا قبولش کردم اما خوب چیکار میشه کرد   چند تا راه حل داشتم که باید انتخاب میکردم یا اینکه غم و غصه اینکه آینده چی میشه را تا ابد با خودم حمل میکردم یا اینکه حالا که خوب هستم از زمان حالم استفاده میکردم  یا اینکه فکرای منفی کنم و بیشتر خودمو داغون کنم یا اینکه فکرای مثبت کنم و به خودم انرژی مثبت بدم.پس من باید انتخاب میکردم اونم انتخابهای خوبزندگی در حال گذره سخت بگیری سخت ترمیشه.

                                                                                 

    نوشته شده توسط .::: ندا :::. در |ساعت 12:24

    + |

    درباره وبلاگ

    مطالب اخير
    موضوعات
    آرشيو
    نويسنده
    پيوندهاي روزانه
    دوست جونام
    جستجو
    آمار و امکانات ديگر